عدالت خدا چگونه است؟

عدالت در لغت به معانی ذیل به کار می رود:
۱ـ رعایت تساوى و اجتناب از تبعیض: گاه مقصود از عدل و عدالت ورزى آن است که شخص هیچ گونه تفاوتى میان دیگران در نظر نمى گیرد و در روابط خود، به همگان به دیده یکسان مى نگرد و از تبعیض مى پرهیزد.
البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که مراعات مساوات تنها در صورتى پسندیده و مطلوب است که هیچگونه تفاوتى در شایستگى ها و استحقاق ها نباشد.
اما اگر با مجموعه اى مواجه باشیم که از جهت شایستگى متفاوت اند, مراعات مساوات در میان آنها کارر عادلانه نبوده، بلکه تضییع حق اعضاى شایسته تر است.
براى مثال، اگر معلمى به قصد مراعات عدل و مساوات، به همه دانش آموزان خود نمره یکسانى دهد، کارى عادلانه انجام نداده است. بنابراین، باید به خاطر داشت که عدالت همواره ملازم با مساوات نیست.
۲ـ رعایت حقوق دیگران: در این معنا، عبارت است از آنکه حقوق همه افراد مورد توجه و رعایت قرار گیرد (اعطاء کل ذى حق حقه) آن است که حقوق دیگران تضییع شود.
۳ـ قرار گرفتن افراد و اشیا در جایگاه شایسته خود: گاهى عدل در معناى جامع‌ترى به کار مى رود: نهادن هر چیز در جایگاه مناسب خود. این تعریف را مى توان در کلامى از امام على (ع) یافت، آنجا که فرمود:
العدل یضع الامور مواضعها.
عدالت هر چیزى را در جایگاه (مناسب) آن قرار مى دهد.
مبناى این سخن بلند آن است که در جهان تکوین و تشریع، هر چیزى موقعیت و جایگاه مناسب و درخور خود دارد و عدل آن است که این تناسب رعایت گردد و هر چیز در جاى مناسب خود قرار گیرد. این معنا، جامعترین معناى عدل است و معانى پیشین را نیز در بر مى گیرد.
بنا بر آنچه گذشت، معناى اجمالى عدالت الهى آن است که خداوند با هر موجودى، آن چنان که شایسته آن است، رفتار کند او را در موضعى که درخور آن است, بنشاند و چیزى را که مستحق آن است، به او عطا کند.

اقسام کلی عدل الهی:
با توجه به حوزه های اصلی عدالت خداوند، می توان عدل الهی را به اقسام کلی زیر تقسیم کرد:
۱ـ عدل تکوینى: خداوند به هر موجودى به اندازه شایستگى هاى او از مواهب و نعمتهاى عطا مى کند و هیچ استعداد و قابلیتى را، در این حوزه، بى پاسخ و مهمل نمى گذارد. به دیگر سخن، خداوند متعال به هر یک از مخلوقات خویش، به اندازه ظرفیت وجودى آن، افاضه مى کند و آنها را به قدر قابلیت و استعدادشان از کمالات بهره مند مى سازد.
۲ـ عدل تشریعى: خداوند از یک سو، در وضع تکالیف و جعل قوانینى که سعادت و کمال انسان در گروه آن است، فرو گذار نمى کند و از سوى دیگر، هیچ انسانى را به عملى که بیش از استطاعت اوست، مکلف نمى سازد بنابراین، شریعت الهى به هر دو معناى یاد شده، عادلانه است.
۳ـ عدل جزایى: خداوند در مقام پاداش و کیفر بندگان خود, جزاى هر انسانى را متناسب با اعمالش مقرر مى کند. بر این اساس، خداوند در مقابل اعمال نیک نیکوکاران، آنان را پاداش مى دهد و بدکاران را به سبب کارهاى زشتشان, کیفر کند.
همچنین، عدل جزایى خداوند اقتضا دارد که هیچ انسانى به سبب تکلیفى که به او ابلاغ نشده است, مجازات نشود. بخشى از این پاداش و کیفر در دنیا و بخش دیگرى در آخرت واقع مى شود. البته با توجه به حقیقت مجازات اخروى و رابطه تکوینى آن با اعمال (که در ادامه به آن اشاره مى کنیم) عدل جزایى، در نهایت، به عدل تکوینى خداوند باز مى گردد.

استدلال عقلی بر عدل الهی
همان گونه که گفتیم، مهمترین مبنای عقلی عدل الهی، اصل حسن و قبح عقلی است که درباره چگونگی این ارتباط توضیح دادیم. بنابراین، خلاصه استدلال عقلی بر اصل «عدل» این خواهد بود که: در نظر عقل، عدل کاری شایسته و ظلم عملی ناشایست است و خداوند حکیم از انجام کارهایی که عقل ناشایست می شمارد، منزه است. پس، خداوند هیچ گاه مرتکب ظلم نمی شود و تمام افعال او عادلانه است.


منبع: www.porseman.com

کلمات کلیدی
ادمین نهاد
تهیه کننده:

ادمین نهاد

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *