يکشنبه ٠٣ شهريور ١٣٩٨
مرکز آموزش مجازی
نهاد در شبکه های اجتماعی
حوزه علوم اسلامی پرسش و پاسخ
ارسال خبر
کانون ها چندرسانه ای
ائمه جماعت
صفحه اصلي > خانه > نمایش محتوا 
اخبار > آيا گفتن چيزي كه خود به آن عمل نمي كنيم، كار ناپسندي است؟
 


  چاپ        ارسال به دوست

آيا گفتن چيزي كه خود به آن عمل نمي كنيم، كار ناپسندي است؟

يكى از مشكلات بيشتر انسان‏ها اين است كه كمتر موفق مى‏ شوند به دانسته‏ هاى خود عمل كنند. چرا كه علم داشتن مستلزم عمل كردن نيست، و الّا ابليس به اين روز نمي افتاد. به قول آيت الله جوادي حفظه الله : اگر علم با جان گره بخورد، عالم به عمل و متخلق مي شويم، ولي در غير اين صورت عالم بي عمل مي شويم و در حوادث جهالت عمل را مي كشد و باعث مي شود، علم نفعي به او نرساند. براي عمل نمودن،

ايمان لازم است؛ يعني يقين قلبي لازم است. يقين عقلي، شرط لازم براي ايمان درست داشتن است، امّا شرط كافي براي ايمان درست داشتن نيست. لذا علم را بايد داشت، امّا با علم خالي كسي اهل عمل نمي شود؛ بلكه بايد بعد از كسب علم، كسب ايمان كرد. ايمان است كه آدمي را در تنور سوزان مي برد. ايمان است كه شهداي كربلا را آن گونه بي باك كرده است. ايمان است كه بسيجي را وا مي دارد تا قدم در ميدان مين بگذارد و با شهادتش راه را براي ديگران باز كند. ايمان است كه حسين فهميده را زير تانك مي برد. اينها با هزاران خروار برهان عقلي درست شدني نيست.

مسلما كار ناپسندي است كه انسان تذكر دهد آنچه را كه خود عامل به آن نمي باشد. به دلايلي كه در بالا بيان شد. چون اين نشانه ضعف ايمان آدمي است و به همين دليل چنين انساني كه او را عالم بي عمل مي نامند مورد مذمت است.

در حقيقت عامل نبودن به علم يك بيماري نيست، بلكه يك غفلت است كه براي درمان آن بايد ايمان كسب نمود.

امّا ايمان را از كجا كسب كنيم؟

ايمان با دو پلّه پديد مي آيد. پلّه ي نخست تفكّر است و پلّه ي دوم تلقين. كسي با استدلال مؤمن نمي شود، با تلقين صرف نيز ايمان درست كمتر حاصل مي شود. لذا ابتدا شخص بايد مطلب حقّ را با تفّكر و استدلال عقلي بيابد؛ آنگاه با تلقين مداوم، كه تكرار، يكي از شروط آن است، اين مطلب عقلي به حيطه ي قلب راه يابد.

بايد توجّه داشت كه علم(يقين عقلي) و ايمان (يقين قلبي) دو مقوله ي جدا از هم هستند؛ امّا بين آنها نوعي رابطه وجود دارد.

ايمان، به معني دانستن نيست؛ بلكه به معني تسليم شدن به دانسته ي خود است. لذا، چه بسا كسي به چيزي علم داشته باشد ولي ايمان نداشته باشد. از همين رو خداوند متعال در مورد فرعون و اطرافيانش فرمود: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا ـــــ و از روى ظلم و سركشى، آن (معجزات) را انكار كردند، در حالى كه نفسشان به آن يقين داشت.» (النمل:14).

اكثر انسانها يقين دارند كه مرده بي خطر است؛ و كاري از دستش بر نمي آيد؛ امّا اكثر مردم از مرده مي ترسند و حاضر نمي شوند يك شب در كنار مرده بخوابند. چرا؟ چون فقط علم دارند كه مرده بي خطر است؛ امّا ايمان به اين معنا ندارند. امّا مرده شورها، نه تنها به اين معنا علم دارند، بلكه ايمان هم دارند؛ لذا بي هيچ مشكلي مي توانند شب را در ميان صدها جنازه هم بخوابند.

ما وقتي روي زمين راه مي رويم، در سطحي به پهناي تقريباً سي سانتي متر قدم بر مي داريم؛ و اگر بخواهيم مي توانيم بر روي زمين، در پهناي كمتر از 15 سانتي متر هم به راحتي قدم بزنيم. پس يقين داريم كه انسان مي تواند در سطحي به پهناي 15 سانتي متر راه برود، بي آنكه زمين بخورد. حال فرض كنيد كه ديواري است به ارتفاع يك ساختمان 20 طبقه؛ و ضخامت آن ديوار، 15 سانتي متر است. آيا حاضريد روي چنين ديواري راه برويد؟! اكثر مردم، حاضر به چنين كاري نمي شوند. حتّي اگر عرض ديوار، نيم متر هم باشد، باز حاضر نمي شوند. چرا؟ چون علم دارند كه نمي افتند؛ ولي ايمان ندارند كه نمي افتند. امّا كسي كه سالها تمرين بند بازي (راه رفتن روي طناب) كرده، روي چنين ديواري حتّي مي تواند بدود؛ يا با چشم بسته راه برود. چرا؟ چون قلب او به اين كه نمي افتد، ايمان دارد؛ بر خلاف ديگران كه، قلبشان در اضطراب است.

پيدا كردن علم يقيني چندان دشوار نيست؛ و با چند استدلال عقلي مي توان به راحتي كسب يقين عقلي كرد. امّا ايمان پيدا نمودن به همان قضيّه ي يقيني، به اين آساني ها نيست. چون يقين قلبي يا همان ايمان، فقط با دانستن حاصل نمي شود؛ بلكه با تلقين مدام حاصل مي شود؛ و لازمه ي تلقين، تكرار زباني و قلبي و عملي است؛ كه در زبان دين، آن را ذكر لساني و ذكر عملي و ذكر قلبي گويند.

پس بعد از طيّ مرحله ي تفكّر و رسيدن به يقين عقلي، نوبت به اين مي رسد كه ما يقين عقلي خويش را به مرحله ي قلب برسانيم ؛ و اين مهمّ حاصل نمي شود مگر با ابزار تلقين و تمرين.

عوامل گوناگونى در مغايرت گفتار و رفتار انسان نقش دارد كه عبارتند از:

يكم. بسيارى از دانسته‏ها، به باور و اعتقاد تبديل نشده است؛ بايد اين دانسته‏ها را تبديل به باور كنيم. در اين صورت جزء وجود ما مى‏شود و با شخصيت ما عجين مى‏گردد؛ آن گاه مى‏توانيم به آنها عمل كنيم.

امام سجاد(عليه السلام) در صحيفه سجاديه و در ضمن دعاى «مكارم الاخلاق» مى‏فرمايد: «ايمان مرا به كامل‏ترين ايمان برسان و يقينم را برترين يقين قرار ده و نيتم را به نيكوترين نيت‏ها ختم فرما و كردارم را به نيكوترين كردارها پايان بخش. صحيفه سجاديه، ترجمه على شيروانى، انتشارات دارالفكر، چاپ سوم، 1382.

از اين دعا استفاده مى‏شود كه تنها دانستن كافى نيست و براى اينكه داشته‏هاى خود را به عمل و رفتار در آوريم، بايد اينها به يقين (مرتبه بالاترى از علم) مبدل شود. نيت نيز كه نقش مهمى در رفتار دارد، به بهترين نيت‏ها تبديل گردد؛ يعنى، يقين و نيت خالص جزء ساختار شخصيت ما شود. در اين صورت مى‏توان انتظار داشت علم و عمل انسان، با هم هماهنگ شود. رسيدن به اين مرتبه از كمال، نياز به تمرين، مراقبت و پشتكار مداوم دارد و از همه مهم‏تر براى دستيابى به آنها، همواره بايد از خداوند مدد جست و دست توكل به دامن كبريايى او زد.

دوم. دنياطلبى، لذت خواهى و دنبال ارضاى غرايز حيوانى بودن، يكى ديگر از موانع است. همه ما مى‏دانيم نگاه به نامحرم حرام است و دروغ گفتن يا تهمت زدن كار بدى است؛ ولى هنگامى كه اسير شهوت و لذت نفسانى شديم - برخلاف دانسته‏هاى خود - به همه اين گناهان آلوده مى‏شويم! در اين گونه موارد، بايد با هواى نفسانى خود مبارزه كنيم و خود را از چنگال نفس اماره نجات دهيم. در غير اين صورت نفس اماره همواره ما را به بدى‏ها دعوت مى‏كند و ظواهر دنيا را در نظر ما زيبا و لذت بخش جلوه مى‏دهد و در اين حالت ما دچار نوعى غفلت مى‏شويم.

سوم. وسوسه‏هاى شيطان يكى ديگر از عوامل فريب، غفلت و فراموشى است؛ بايد دائماً با اين وسوسه‏ها مقابله كنيم.

علاوه بر آنچه گفته شد، راه‏كارهاى زير نقش مؤثرى در حل اين مشكل دارد:

1. ايمان خود را تقويت كنيد و بهترين راه براى تقويت ايمان، عمل به آموزه‏هاى دينى و انجام تكاليف واجب و ترك محرمات و گناهان است.

2. دفترچه اعمالى براى خودتان تهيه كنيد؛ هر شب حدود ده دقيقه اعمال روزانه خود را كنترل كنيد و اشتباهات و موفقيت‏هاى خود را در آن يادداشت كنيد.

3. بدون اينكه خود را سرزنش كنيد و نگاه منفى نسبت به خود داشته باشيد، نقاط ضعف رفتارى خود را شناسايى كنيد.

4. يك برنامه هفتگى يا ماهانه براى خود طراحى كنيد؛ مثلاً بگوييد: من مى‏خواهم نمازم را سر وقت بخوانم يا در سلام كردن پيش قدم شوم و... تغيير يا اصلاح آن را آغاز كنيد؛ مطمئن باشيد اگر از امور كوچك و آسان شروع كنيد و پشتكار داشته باشيد، به تدريج مى‏توانيد رفتارهاى خود را اصلاح كنيد.

5. به خود تلقين كنيد و اطمينان بدهيد كه من مى‏توانم در خودم تغيير رفتارى ايجاد كنم.

6. با خود تعهد اخلاقى ببنديد كه اگر در انجام رفتار مورد نظر كوتاهى كرديد، جريمه بپردازيد (مثلاً مبلغى به صندوق صدقات بيندازيد يا يك روز روزه بگيريد).

7. در پايان هفته مجدداً خود را ارزيابى كنيد ؛ اگر احساس كرديد در عمل به برنامه در طول هفته موفق بوده‏ايد، به خودتان امتياز بدهيد و بلافاصله شكر خدا را به جا آوريد و از او بخواهيد در ادامه كار به شما كمك كند.

8. اگر به هر دليلى در اجراى برنامه شكست خورديد، مأيوس نشويد و دوباره تصميم بگيريد آن را عملى سازيد؛ آن قدر تكرار كنيد تا موفق شويد.

10. با افراد مؤمن و اهل عمل و در عين حال منظم و جدى، بيشتر معاشرت داشته باشيد و از تجارب آنها استفاده كنيد.


١٥:١٤ - شنبه ١٠ خرداد ١٣٩٣    /    عدد : ٣٧١٧٤١    /    تعداد نمایش : ٣٥٠٠


امتیازدهی
کاربر مهمان
1394/11/18 12:10
0
0
متن خیلی عالی بود سپاس از زحمات شما.
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




تبلیغ
  • نهمین دوره طرح ضیافت اندیشه استادان
    نهمین دوره طرح ضیافت اندیشه استادان

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر را وارد کنید:
عضویت سایت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 368900 | بازدید امروز : 121 | کل بازدید : 3866613 | بازدیدکنندگان آنلاين : 13