شنبه ٠١ مهر ١٣٩٦
  • کانال تلگرامی نهاد رهبری دانشگاه
    کانال تلگرامی نهاد رهبری دانشگاه آغاز به کار کرد...

  • برنامه کامل مراسم عزاداری محرم الحرام 1439
    برنامه کامل مراسم عزاداری محرم الحرام 1439 در دانشگاه صنعتی اصفهان

  • آشنایی با سامانه سراسری آموزش مجازی دانشگاهیان
    آشنایی با سامانه سراسری آموزش مجازی دانشگاهیان با حضور اساتید برجسته کشوری

  • جلسه هم اندیشی اعضاء شبکه تبلیغ و مشاوره ی خوابگاه های خواهران برگزار شد
    جلسه هم اندیشی اعضاء شبکه تبلیغ و مشاوره ی خوابگاه های خواهران برگزار شد

  • برگزاری مراسم پر فیض دعای عرفه
    برگزاری مراسم پر فیض دعای عرفه در مسجد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

  • جوادالائمه علیه‌السلام مبتکر بحث آزاد اجتماعی است
    امام جواد مانند دیگر ائمه‌ی معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگی کوتاه این بنده‌ی شایسته‌ی خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت.

  • مهلت بازدید از نمایشگاه و فروشگاه کتاب بوستان تمدید شد
    مهلت بازدید از نمایشگاه و فروشگاه کتاب بوستان تمدید شد

تبلیغات
اوقات شرعی
ارتباط مستقیم با مسئول نهاد
نظرسنجی
عضویت / ورود
جستجوی پیشرفته
درباره ما
صفحه اصلي > خانه > نمایش محتوا 
اخبار > اتفاقات پس از وفات امام حسن عسگری(ع) تا غیبت صغری
 


  چاپ        ارسال به دوست

اتفاقات پس از وفات امام حسن عسگری(ع) تا غیبت صغری

از وفات امام حسن(ع) تا پایان غیبت صغری

این دوران, که می توان آن را دوران حیرت و محنت شیعیان نامید, بر دوستداران اهل بیت(ع) بسیار سخت گذشت و آنان, آزمون سرنوشت سازی را پشت سر گذاشتند. از یک سو, فرقه ها و نحله های گوناگونی پیدا شدند که در رابطه با امامت, افکار و اندیشه های متضادی داشتند و مردم را به شبهه و تردید می انداختند و شیعیان, به دنبال ملجأ و مرجعی می گشتند, تا بتوانند در این عرصه خطرناک, در پناه او بمانند و از افکار اندیشه خود به دفاع برخیزند.

این مسأله, به اندازه ای شدت یافته بود که مسعودی می نویسد:

(مردم, پس از امام حسن(ع) بیست طایفه شدند و هریک, بر باور وعقیده ای بودند.)

از سوی دیگر, دشمن احساس کرده بود که امام یازدهم(ع) فرزندی دارد, از این روی در صدد دستگیری و نابودی وی برآمده بود.

مجموعه این حوادث, فضای حیرت و سرگردانی را دو چندان می ساخت و به فرموده امام رضا(ع):

 

(… ولابد من فتنة صمّاء صیلم یسقط فیها کل ولیجة وبطانة وذلک بعد فقدان الشیعة الثالث من ولدی.)

 

بعد از درگذشت سومین فرزندم [امام حسن] فتنه فرا گیر و طاقت فرسایی فرا می رسد که بسیاری از خوبان و نخبگان در آن فرو می افتند.

در این برهه از زندگانی مهدی موعود(ع), مسائل و حوادثی پیش آمد که جای بحث و بررسی دارد:

 

1. امامت در خردسالی:

 

از آنچه تاکنون آوردیم, روشن شد که امام یازدهم(ع) از آغاز ولادت مهدی(ع) دو وظیفه اساسی و حسّاس را عهده دار شد و از انجام آن نیز به درستی به در آمد.

* حمایت و حفاظت از امام زمان(ع) در برابر حکومت خون آشام عباسی.

* اثبات وجود امام و اعلام امامت او به عنوان امام دوازدهم.

حفظ این دو موقف بزرگ, با توجه به سلطه دستگاه جبار عباسی, بسیار دشوار بود. امام حسن(ع) با تدبیر و تعهدی که داشت, مهدی(ع) را از هرگونه خطر و حادثه ای مصون نگهداشت و در فرصتهای مناسب, به یاران و دوستان ویژه و مطمئن, امامت و جانشینی او را اعلام کرد.

پرسشی که در این جا مطرح می شود آن است که چگونه مهدی(ع) در پنج سالگی به امامت رسید و عهده دار این مسؤولیت خطیر و بزرگ گردید. آیا این مسأله جنبه استثنائی داشت, یا امری بود معمولی و عادی؟

در باور ما شیعیان, امامت در سنین کم, محذوری ندارد و نمونه های دیگری نیز داشته است.

قرآن مجید, به عنوان محکم ترین سند معارف دینی, از افرادی نام می برد که در خردسالی دارای حکمت و نبوت شدند. این نشانگر آن است که در میراث پیام آوران الهی, مسأله پیشوایی در کودکی پدیده نوظهور نبوده و نیست:

(یا یحیی خذا الکتاب بقوة وآتیناه الحکم صیّباً)

ای یحیی! کتاب را به نیرومندی بگیر و در کودکی به او دانایی عطا کردیم.

درباره نبوت حضرت عیسی(ع) می فرماید:

 

(فأشارت الیه قالوا کیف تکلم من کان فی المهد صبیّاً. قال انی عبدالله آتانی الکتاب وجعلنی نبیّاً).

 

به فرزند اشاره کردند, پس گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم.

کودک گفت: من بنده خدایم. به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است.

بنابراین, مسأله امامت در سنّ کودکی, نخستین بار نبوده است که مورد اعتراض واقع شده بلکه پیش از امام زمان, دربین انبیا نمونه های فراوان داشته و نیز امامان قبل از حضرت: امام جواد و امام هادی(ع) هم درخردسالی عهده دار امامت شده بودند.

 

2. نماز بر پیکر پدر:

 

امام حسن(ع) در آستانه ارتحال قرار گرفت. چند روزی کسالت شدید پیدا کرد. خلیفه از این امر آگاه شد. و به دستور وی, گروهی از سران دولت و گروهی از پزشکان, به منزل امام یازدهم رفتند, تا ضمن مداوای حضرت و کسب وجهه عمومی, اوضاع و شرایط را زیر نظر بگیرند و رفت و آمدها را به کنترل در بیاورند اگر صحنه مشکوکی در رابطه با جانشینی و امامت پس از امام حسن(ع) دیدند, آن را گزارش کنند.

تا این که در تاریخ هشتم ربیع الثانی, سال 260 هـ . ق. امام حسن(ع) در شهر سامرا, چشم از گیتی فرو بست و به جوار حق شتافت.

شیخ مفید می نویسد:

(فلما ذاع خبر وفاته صارت سرّ من رأی ضجة واحدة عطلت الأسواق ورکب بنوهاشم والقواد وسائر الناس الی جنازته فکانت سرّ من رأی یومئذ شبیهاً بالقیامة فلما فرغوا من تهیئته بعث السلطان الی ابی عیسی ابن المتوکل یأمره بالصلاة علیه.)

زمانی که خبر وفات امام حسن(ع) پخش گردید, سامرا غرق در عزا شد, بازارها تعطیل گردید, بنی هاشم و مأموران دولت و سایر مردم به سوی خانه امام حرکت کردند. در آن روز, گویی قیامتی بر پا شد… هنگامی که مقدمات غسل و تشییع تمام شد, حاکم عباسی به فرزند متوکل [ابو عیسی] دستور داد بر جنازه امام یازدهم نماز بگزارد.

نقل دیگر آن است که پس از درگذشت امام حسن(ع) و غسل و کفن وی, جعفر(برادر امام) در کنار جنازه حاضر شد, تا بروی نماز بگذارد, ناگهان کودکی از لابه لای جمعیت به جلو آمد و جعفر را از کنار پیکر پدر کنار زد و خود بروی نماز گزارد.

در این جا دو نکته در خور بحث و بررسی است:

1 . آیا غسل دادن, کفن کردن و نماز گزاردن بر پیکر امام معصوم, با دیگر افراد فرق دارد؟

2 . بر فرض این که امام مهدی(ع) بر جنازه پدر بزرگوارش, نماز گزارده باشد, چگونه می توان تصور کرد که با وجود مراقبان وجاسوسان خلیفه و کنترل اوضاع, ایشان دستگیر نشد و به آسانی در میان جمعیت ظاهر گردید؟

غسل دادن, کفن کردن و نماز گزاردن بر میّت مسلمان, واجب کفایی است و همه مسلمانان وظیفه دارند که به این امور اقدام کنند. سزاوارتر به این امر, خویشان میّت هستند و به نظر بسیاری از فقها, اجازه آنان نیز در این مسأله شرط است.

نسبت به امامان معصوم(ع) روایاتی داریم که: امام معصوم را جز امام معصوم, نباید غسل دهد (وطبعاً نباید نماز بگزارد) در این زمینه کلینی در کافی سه حدیث از امام رضا(ع) نقل کرده که حاصل آنها عبارت است از:

(الأمام لایغسله الا الأمام).

یا امام صادق می فرماید:

 

(…فیما اوصانی به ابی(ع) ان قال: یا بنیّ اذا انامت فلا یغسّلنی احد غیرک, فان الأمام لایغسّله الاامام.)

 

از سفارشهای پدرم [امام باقر(ع)] این بود که فرمود: فرزندم! هنگامی که من از دنیا رفتم, جز تو کسی مرا غسل ندهد; زیرا امام را جز امام غسل نمی دهد.

آنچه در این مسأله به ذهن می آید آن است که: آیا این روایات, در پایه ای هستند که اصلی کلی و اعتقادی را به وجود آورند که بتوان به همه امامان معصوم(ع) گسترش داد و آن را پذیرفت, یا خیر؟

به نظر ما, در این مسأله اشکالاتی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1 . سه روایتی که کلینی از امام رضا(ع) نقل کرده است, قابل اعتماد نیستند; زیرا در سلسله سند هر سه حدیث, معلی بن محمد بصری قرار دارد که به نظر رجالیّون, (مضطرب الحدیث والمذهب)است; از این روی, نمی شود به روایات وی اطمینان پیدا کرد. به همین خاطر, علامه مجلسی, هر سه حدیث را ضعیف دانسته است.

2 . مضمون کلی این روایات, ناسازگاری دارد, با آنچه برای شماری از امامان معصوم(ع) در رابطه باغسل دادن و کفن کردن و نمازگزاردن بر جنازه شریف آنان, رخ داده است.

* امام حسین(ع) در کربلا به شهادت رسید و امام چهارم(ع) را به اسارت بردند و نبود که بر جنازه پدر نماز بگزارد.

* امام رضا(ع) در طوس به شهادت رسید و امام جواد(ع) در مدینه زندگی می کرد و نبود که آن عزیز راغسل دهد و کفن کند و بر جنازه اش نماز بگزارد.

* امام موسی کاظم(ع) در بغداد شهید شد و امام رضا(ع) در مدینه بود و نبود که پیکر آن عزیز را غسل دهد و کفن کند و بر آن نماز بگزارد.

در این موارد از لحاظ ظاهری حضور امام بعدی و غسل دادن و نماز گزاردن بر پیکر امام پیشین, امکان عادی نداشته است.

3 . نکته دیگر آن است که معمولاً خلفای بنی امیه و بنی عباس در برخی از مقاطع تاریخ سلطه همه جانبه داشتند و بر تمام مسائل و حوادث, تسلط خود را گسترده بودند, از آن جمله نمازگزاردن بر جنازه, بویژه جنازه کسانی که دارای موقعیت اجتماعی بودند و از شخصیتهای مذهبی, علمی, سیاسی و… به شمار می آمدند, خود یا نمایندگان آنان نماز می گزاردند. امامان معصوم(ع) نیز اصراری بر مقاومت در برابر آنان نداشتند و به قانون و سنت اجتماعی پایبند بودند. بنابر نقلی هنگامی که امام حسن مجتبی(ع) از دنیا رفت, سعید بن العاص, که امیر و والی مدینه بود, برای نماز بر امام حسن(ع) آماده شد. امام حسین(ع) نیز حضور داشت و به وی فرمود:

 

(تقدم فلو لا السنة لما قدّمتک.)

 

جلو بایست, اگر سنت و روش خلفا این نبود تو را پیش نمی انداختم.

یا فرمود:

 

(تقدم فلولا ان الأئمة تقدم ما قدمناک).

 

جلو بایست که اگر چنان نبود که امرا و پیشوایان در نماز می بایست جلو باشند تو را پیش نمی انداختم.

عبارات فوق, حکایت ازآن دارد که امام حسین(ع) بر خلاف میل باطنی, والی مدینه را برای نماز گزاردن بر پیکر برادر, پیش انداخت.

درباره نماز گزاردن مروان بن حکم, والی مدینه, بر جنازه ام کلثوم, در زمان امام حسین(ع) نیز نوشته اند که آن حضرت به مروان فرمود:

 

(لولا السنّة ما ترکته یصلی علیها)

 

اگر رعایت قانون و سنت اجتماعی نبود, نمی گذاشتم او بر پیکر ام کثلوم نماز بگزارد.

* بر جنازه امام کاظم(ع) سندی بن شاهک نماز گزارد.

* امام رضا(ع) را به دستور مأمون غسل دادندو او بر جنازه آن حضرت نماز گزارد.

* واثق بالله بر پیکر امام جواد(ع) نماز گزارد.

* ابو عیسی, فرزند متوکل, عهده دار نماز بر پیکر امام حسن عسکری شد.

این موارد نشانگر این است که آن چنان نبوده است که غسل بر پیکر امام معصوم و نماز گزاردن بر آن را حتماً باید امام معصوم بر عهده گیرد, بلکه همان گونه که ملاحظه کردید,مواردی بر خلاف آن نقل شده است.

البته اگر از ناحیه حکومت, فشار نبود, و آنان مانعی ایجاد نمی کردند و سنتهای اجتماعی اجازه می داد, امام معصوم (ع) را جز امام معصوم غسل نمی داد و بر معصوم, جز معصوم نماز نمی گزارد.

شاید مقصود از روایات فوق هم همین باشد.

4 . آخرین نکته, آن است که در روایات و کتابهای تاریخی, مواردی آمده: گروهی که معصوم نبوده اند, عهده دار تجهیز و نماز بر بن امام معصوم شده اند, از جمله: نماز گزاردن بر امام حسین(ع) و دفن آن حضرت و دیگر شهدای کربلا, از سوی قبیله بنی اسد.

یا نقل شده: امام موسی بن جعفر(ع), در آخرین لحظه های عمر شریف, به سندی بن شاهک می فرماید: که یکی از دوستان و موالیان ایشان را (که اهل مدینه بوده و در خانه عباس بن محمد در بغداد می زیسته است) حاضر کند تا امر غسل و کفن وی را به عهده بگیرد.

می افزاید:

(انا اهل بیت, مهور نسائنا وحج صرورتنا واکفان موتانا من طاهر اموالنا, وعندی کفن, واریدان یتولی غُسلی وجهازی مولای فلان

ما خانواده ای هستیم که: مهر زنان و پول حج و کفن مردگان ما از مالهای پاک خودمان است. من کفنی آماده دارم و دوست دارم که غسل و تجهیز مرا فلانی, که از یکی از دوستان ماست, انجام دهد.

راوی می افزاید: چنین هم شد.

از این سخن, استفاده می شود که امام (ع) غسل و سایر مسائل مربوط به میت را منوط به حضور معصوم بعدی ندانسته و این گویای آن است که دیگران هم می توانند آن امور را انجام دهند.

بدین سان می یابیم که با بررسی سند و دلالت روایات مربوط به غسل امام معصوم به وسیله امام معصوم و در نظر گرفتن قرائن و شواهد تاریخی که بدان اشاره کردیم, در حدّی نیستند که مبنای اعتقادی غیر قابل تغییری را به وجود آورند. از این روی, کلیت این سخن را, که امام معصوم را جز امام معصوم غسل نمی دهد و یا جز او بر وی نماز نمی گزارد, نمی توان پذیرفت.

از آنچه گفتیم روشن شد, سخن کسانی که اصرار می ورزند بر این که ثابت کنند بر پیکر امام حسن(ع) فرزند شان امام مهدی(ع) نماز گزارده, مبتنی بر مسأله ای ست که تحقیق و تتبع, خلاف آن را ثابت می کند و یا دست کم کلیّت آن را نفی می کند.

به گونه ای هم می شود بین دو دیدگاه جمع کرد. (یعنی دیدگاه آنان که می گویند: امام مهدی(ع) بر جنازه امام حسن نماز گزارد و دیدگاه آنان که می گویند: ابو عیسی نماز گزارد) که بگوییم دو نماز بر جنازه امام حسن عسکری گزارده شده: در جمع و آشکارا و در خلوت و نهانی.

و این نکته را می توان از این روایت استفاده کرد که راوی می گوید:

(… فلما صرنا فی الدار اذا نحن بالحسن بن علی(ع) علی نعشه مکفناً فتقدم جعفر بن علی لیصلی علی اخیه, فلما هم بالتکبیر خرج صبی… فجبذ برداء جعفر بن علی وقال: تأخر یاعمّ فانا احق بالصلاة علی ابی فتأخرجعفروقداربدّوجهه واصفر…)

[ابوالأدیان] می گوید: هنگامی که به خانه امام حسن(ع) رسیدیم وی را در حالی دیدیم که کفن شده بود. برادرش جعفر جلو افتاد تا بر جنازه امام نماز بخواند. هنوز تکبیر را نگفته بود که کودکی بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و او را از جنازه کنار زد و فرمود: ای عمو کنار بایست که من از تو برای نماز گزاردن بر پدرم شایسته ترم.

جعفر نیز در حالی که رنگ از چهره اش پریده بود, کنار رفت.

از این روایت استفاده می شود نمازی که امام مهدی(ع) بر بدن امام حسن(ع) خوانده در خانه امام و در میان افراد خاص برگزار شده و نماز ابوعیسی ,در میان جمع و نماز رسمی بوده است.

از این جا روشن می شود که اگر بپذیریم, امام مهدی(ع) بر پیکر پدر بزگوارش نماز گزارده و دستگیر نشده, به این جهت بوده که این حضور به گونه ای انجام گرفته که جز خویشان و یاران و دوستان خاص, کس دیگری در آن جمع حضور نداشته است. امام زمان(ع) در میان این عده ظاهر شده و مراسم نماز انجام گرفته و ایشان صحنه را ترک کرده است.

این مسأله, جنبه عادی و معمولی داشته, نه اعجاز و غیر عادی.

البته این, در فرضی است که اصل حضور امام را در سامرا, به هنگام در گذشت امام حسن(ع), بپذیریم و اثبات کنیم, اما اگر این مسأله را نتوانستیم به اثبات برسانیم و یا دست کم در ادله آن احتمال خلاف دادیم, نیازی به این مباحث نیست.

 

آغاز غیبت و داستان سرداب؟

 

پس از در گذشت و یا شهادت امام حسن(ع), مأموران خلیفه عباسی حرکت گسترده ای را آغاز کردند و به جست و جوی فرزند و جانشین آن حضرت پرداختند54. در هر جا که احتمال وجود امام زمان(ع) را می دادند, حضور می یافتند. هدف آنان از هجوم به منزل امام حسن(ع) و اذیت و آزار بنی هاشم, دستگیری و قتل فرزند امام حسن(ع) بود. این پیگیری خطری بزرگ برای آینده امامت بود, که با قدرت و حکمت پروردگار مهدی(ع) از نظرها پنهان گردید و از خطرها به دور ماند.

در آغاز غیبت, میان علما و دانشمندان اختلاف است. سه نظر در آن وجود دارد:

1 . گروهی مانند شیخ مفید(ره) آغاز غیبت صغرا را از هنگام ولادت حضرت مهدی(ع) به شمار آورده اند; زیرا از همان سالهای آغازین ولادت, آن حضرت غیبت نسبی داشت و شماری اندک از یاران, وی را مشاهده کردند.

بنابراین نظر, دوره غیبت صغرا تقریباً 74 سال می شود, یعنی از آغاز ولادت, تا پایان سفارت آخرین سفیر حضرت.

2 . برخی بر آنند که غیبت صغرا, از سال 260 هـ . ق. یعنی سال درگذشت امام حسن(ع) آغاز شد و این مدت, تا شروع غیبت کبرا, دوران آمادگی شیعیان و اُنس آنان به جدایی از امام زمان(ع) نام گرفت. این دوران تقریباً هفتاد ساله, غیبت همه جانبه نبود. سفیرانی رابط بین امام ومردم بودند و مردم با واسطه, پرسشهای دینی و دنیایی خود را از آن حضرت دریافت می کردند.

3 . گروهی آغاز غیبت امام(ع) رااز زمانی می دانند که مأموران خلیفه به منزل حضرت در سامرا, هجوم آوردند, تا وی را دستگیر کنند و آن حضرت در آن هنگام, در سرداب و همان جا, از دیده ها پنهان شد و تاکنون, در آن جا, بدون آب و غذا زندگی می کند و روزی از آن جا ظهور خواهد کرد.

این داستان چنان شهرت یافته که وی را (صاحب سرداب) لقب داده اند

در پاسخ این سخنان باید گفت: در منابع شیعی و کتابهای امامیه, هیچ نامی از (سرداب) نیست. نویسندگان اهل سنت در نوشته های خود بر این نظر اصرار می ورزند ومتأسفانه این مسأله دستاویز حمله نا آگاهانه برخی از آنان به تشیع گردیده است. پنداشته اند که شیعیان در میانه سرداب, امام خودرا می جویند و ظهورش را از آن نقطه انتظار می کشند; از این روی, تهمتهایی به شیعه زده اند و زحمت مراجعه به منابع شیعی را در این زمینه به خود نداده اند.

البته داستان حمله مأموران معتضد عباسی به منزل امام(ع) و برخورد آنان با آب فراوان و دیدن فردی که در گوشه ای نشسته و عبادت می کند و سپس هجوم به طرف وی و ناکام شدن آنان از دستگیری وی, در برخی از منابع شیعی آمده است, اما در این نقل, بر فرض صحت سند و دلالت آن: اولاً, از (سرداب) نامی برده نشده است ثانیاً, حمله دیگری که از ناحیه معتضد صورت گرفته خلاف آن چیزی را که اهل سنت می گویند, ثابت می کند زیرا بنابراین نقل, امام(ع) آن محلّ را ترک کرد و از پیش چشم مأموران گریخت و در نتیجه, در سرداب نیست.

منشأ خرده گیریهای نا آگاهانه برخی به شیعه, در این زمینه, آن است که شیعیان به بخشی از حرم عسکریین در سامرا, یعنی (سرداب) احترام و توجه خاصی دارند و آن را زیارت می کنند. خاطره های امامان خویش را گرامی می دارند و آن مکان را مورد عنایت قرار می دهند. و این نه به خاطر آن استکه امام زمان(ع) در ین جا مسکن گزیده است و زندگی می کند, بلکه از آن جهت که زمانی مرکز عبادت و سکونت چند تن از امامان راستین تشیع بوده است.

وما حب الدیار شقفن قلبی

ولکن حبّ من سکن الدیار

گذشته از این, بر اساس احادیث فراوانی که در منابع شیعی وجود دارد, شیعیان بر این باورند که امام زمان(ع) در میان مردم در رفت و آمد است و در مراسم حج و مانند آن شرکت می جوید و مانند یوسف که برادرانش را می شناخت وآنان وی را نمی شناختند, دوستان خویش را می شناسد و…59 بنابراین, داستان غیبت حضرت مهدی(ع) در سرداب سامرا و زندگی کردن حضرت در آن مکان, بهتان و دروغی بیش نیست و هیچ یک از بزرگان شیعه, چنین باوری نداشته و ندارند.


منبع:www.hawzah.net


١٦:٢٣ - دوشنبه ١٨ ارديبهشت ١٣٩٦    /    عدد : ٥٢١٨٨٠    /    تعداد نمایش : ٨٧


امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 277092 | بازدید امروز : 2470 | کل بازدید : 2746658 | بازدیدکنندگان آنلاين : 7 | زمان بازدید : 0.50